میفهمی خسته ام ... نه دیگه نمیفهمی ....دلم هوایی شده..... این روزا چقدر دلم به روح موسی نیازمند است ....به تکلم بی تکلف با خدا ....بی واسطه از میان درخت و نور ....وتو میگویی باز .....خدا در همه جا جاریست ....چشم بگشا .... روح موسی میخواهم و همان خدای همیشگی ....خدای تنهایی ..... گمش کردم.... راستی شما خدای منو ندیدین؟ تا همین چن وخت پیشا سرم رو زانوش بودا.....نمیدونم یه دفه چی شد که گذاش رفت ،دیگه ندیدمش....خودش همیشه میگفت تنهام نمیذاره ها .....دلم تنگشه بخدا .....اگه دیدینش بهش سلام منو برسونین و بگین این بچه میمیره بی تو ، برگرد ، تو رو به جان عشق برگرد.... برات جون بدم...برمیگردی باز...مثل همون شبا که با هم خلوت میکردیم....من صدات میزدمو تو دستمو میگرفتی....میخوام بنده خوبت باشم...منو همین بسه که فقط بگم تنهام نذار.....
بدترین احساس آنست که فکر کنی چقدر پست شده ای و بدتر از آن نگاه های توست که در این لحظه تو را شکنجه میکند.سرت را پایین بیانداز و در روی مغزت ویراژ بده یه جای کار اشتباه کردی ای پسر...خدا هیچوقت تنهات نمیذاره تو خودت بیمعرفتی کردی.....
همین !
رد پای دوستان()